دل نوشته های پسری که دیگر تنها نیست

مشاهده یادداشت خصوصی

+نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۳٠ساعت٧:۳٢ ‎ب.ظتوسط مهدی | نظرات ()

سلام دوستان لبخند

پریروز یک شنبه 23 مرداد روز تولدم بود ،هورا یه سال دیگه به سنم اضافه شد ....

نمیدونم باید شاد باشم یا ناراحت !! سوالشاد باشم واسه سالروز تولدم ! یا ناراحت از این که یه سال دیگه از فرصت زندگیم از دست رفت و یه سال دیگه به مرگ نزدیک تر شدم!!

ولی هر چه که بود یک سال اخیر سال بسیار خوبی برام بود و خاطرات شیرینی برام رقم زد و اتفاقات مهمی توش روی داد که مهمترینش آشنا شدن با یه دوست خیلی خوب و مهربون بود که عامل تغییرات زیادی تو زندگیم شد و شادی و نشاطو و امیدو بهم ارمغان دادلبخند

پریروز که تولدم بود مثه سالای قبل نشد زیاد شاد باشیم با خانواده دور هم، اونم به خاطر مشکل مادرمناراحت که تو پست قبلی توضیحشو دادم براتون ، امیدوارم مادرم و همه بیماران زودتر حالشون بهتر شه و شادی دوباره به چنین خانواده هایی که قطعا کم نیستن برگرده

امسال یه کادو خیلی توپم گرفتم از یه دوست خیلی عزیزلبخند خیلی خوشحالم کرد

دستش درد نکنه

نکته 1: وای چقدر امسال روزه گرفتن مشکله ، چه طولانیه ، ماشالا هوام که روز به روز عوض خنک شدن گرم تر و گرم تر میشه !! وای خدا ساعت شش و نیم عصره سیزده ساعت و نیمه روزه ایم ولی هنوز حدود 2 ساعت دیگه مونده تو این گرما ! خدایا درد گشنگانو فقیر فقرا رو  فهیمدیم به خدا ، تو رو خدا که خودت باشی حداقل هوا رو یه کم خنک تر کن ....

نکته 2 : یادم رفت نکتشو !!

این بود  گزارشات کوتاه یه آشنا

شاد باشین دوستان

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/٢٥ساعت٦:۱٩ ‎ب.ظتوسط مهدی | نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

+نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/٥/۱٤ساعت۱٠:٤٠ ‎ق.ظتوسط مهدی | نظرات ()