|
سلام دوستان پریروز یک شنبه 23 مرداد روز تولدم بود ، نمیدونم باید شاد باشم یا ناراحت !! ولی هر چه که بود یک سال اخیر سال بسیار خوبی برام بود و خاطرات شیرینی برام رقم زد و اتفاقات مهمی توش روی داد که مهمترینش آشنا شدن با یه دوست خیلی خوب و مهربون بود که عامل تغییرات زیادی تو زندگیم شد و شادی و نشاطو و امیدو بهم ارمغان داد پریروز که تولدم بود مثه سالای قبل نشد زیاد شاد باشیم با خانواده دور هم، اونم به خاطر مشکل مادرم امسال یه کادو خیلی توپم گرفتم از یه دوست خیلی عزیز دستش درد نکنه نکته 1: وای چقدر امسال روزه گرفتن مشکله ، چه طولانیه ، ماشالا هوام که روز به روز عوض خنک شدن گرم تر و گرم تر میشه !! وای خدا ساعت شش و نیم عصره سیزده ساعت و نیمه روزه ایم ولی هنوز حدود 2 ساعت دیگه مونده تو این گرما ! خدایا درد گشنگانو فقیر فقرا رو فهیمدیم به خدا ، تو رو خدا که خودت باشی حداقل هوا رو یه کم خنک تر کن .... نکته 2 : یادم رفت نکتشو !! این بود گزارشات کوتاه یه آشنا شاد باشین دوستان
سلام دوستان خوبم!! حال و احوالتون؟ بعد مدت ها اومدم چند کلمه ای بنویسم چون دلم برای نوشتن تنگ شده بود ولی راستش چیزی انگاری ندارم بنویسم پس بهتره خستتون نکنم !! اما نه حالا که اومدم چند تا نکته کوتاه بگمو برم - زندگی به روال همیشگیش در جریانه ، من همه چیو تکذیب می کنم و کماکان در حال تکذیبم !! :دی _ بعد ده سالی طلسم نرفتن به شمالم شکست!!!! _ یه هفته ای رشت و لاهیجان و روسر و رامسر و تنکابن بودم جاتون خالی، در 4 کلمه می تونم خلاصه سفرو بگم : هوای گرم و شرجی روزو باران شبانه و ساحل زیبا و شنای خاطره انگیز! _ اما اون اتفاقی که گفتم نزاشت شیرینی سفر به دهنم بمونه این بود : وقتی از سفر برگشتم ، رسیدم خونه ، متوجه شدم درست همون روزی که من رفتم سفر چند ساعت بعدش مادرم در اثر فشار و قند بالا سکته می کنه برای اینکه سفر منم خراب نشه این قضیه رو ازم مخفی کرده بودن ! _ فعلا الحمد اله حالشون خیلی بهتره _ تو این ماه رمضون ، دعا واسه مادرم یادتون نره _ تو ماه مردادم هستیم ماهی که دو تا روز تاریخی واسم توشه ، 15 و 23 مرداد، دومی که روز تولدمه خب طولانی شد بسه دیگه تا نوشته بعدی شاد باشید دوستان |
ABOUT
اینجا دل نوشته های منه دل نوشته هایی که شاید وقتی خودمم بخونم واسم عجیب باشه که این حرفا حرفای منه حداقل تا چندی پیش عجیب بود !!!! MENU
Home
|